دومین عید پسرم
ببخشید پسرم که مامانت تنبل شده و سر به وبلاگ قشنگت نمیزنه. تقصیر خودتم هست آخه خیلی شیطونی و واسه مامان هیچ وقتی نذاشتی!!!!!!!!!!
حق به من نمیدی!!!!
اینم اولین اثر هنری پسرم که با دستای کوچولوش درست کرده

عید پارسال وقتی پای سفره هفت سین باهات عکس می گرفتم از اینکه تو روداشتم احساس غرور می کردم. امسال از اینکه شما پدر و پسر خوشتیپ رو که با هم ست کردین رو دارم احساس......... نمیدونم واقعا نمیتونم احساسم رو بگم !!!!!! خدایا ممنونمممممممم

6 فروردین قیافشوووووووووو
دروازه قرآن با مامانی و بابایی و خاله هانیه با عمه لیلای مامان که امسال هم اومده بود ایران و من چقدر خوشحال بودم آخه دیگه همه مهمونی ها میتونستیم بریم !!!!!! آخه شما پارسال کوچولو بودی و ما هیچ جا نمی تونستیم بریم. 
7فروردین و مهمونی مامانی و بابایی. پسر شیطونم خورده زمین

8فروردین و مهمونی ما در رستوران نمیدونم اگه وحید و مهدی نبودن من چی کار میکردم


10 فروردین و مهمونیه عمه زهرای مامان. اینم مراحل لج کردن شما واسه باز کردن یه در بسته!!!



12 فروردین و بالاخره موفق شدیم که تو با سفره هفت سینت عکس بگیری



12فروردین خونه عمه مژگان. حسابی بازی کردی


مامان عاشق این عکسات آخه شیطونی از اون چشمای قشنگت میباره


دومین عید پسرم
